
دکتری و پستداک نوروساینس اروپا؛ آنچه پیش از اپلای بدانید
از الکتروفیزیولوژی و ایمیجینگ تا نوروساینس محاسباتی؛ کدام کشور چه میخواهد و کدام شرط پرونده را متوقف میکند
نوروساینس در اروپا حوزهی کمپوزیشنی نیست، اما رقابتش بر سر روش است نه عنوان رشته. یک آگهی «پستداک نوروساینس» ممکن است در واقع دنبال کسی باشد که in vivo calcium imaging کار کرده، و آگهی بعدی دنبال کسی که MATLAB و Python در سطح تحلیل دادههای بزرگ میداند. این دو نفر یک رشته دارند و جای هم را نمیگیرند. در کنار آن، ساختار استخدام کشور به کشور فرق میکند: در سوئد و هلند دانشجوی دکترا کارمند است و حقوق و بیمه دارد، در حالی که در بریتانیا بورسیه است و شهریه دو نرخ دارد. این نوشته به تفکیک زیرشاخهها، تفاوت کشورها، شرط مدرک حیوانات آزمایشگاهی، و قواعدی میپردازد که به نفع متقاضی خارج از اروپا کار میکنند.
پستداک و دکتری نوروساینس: تفاوت استخدام و بورسیه، و اینکه چرا مهم است
فهرست محتوا
PhD and Postdoc Positions in Neuroscience Across Europe
نوروساینس یکی از پرپوزیشنترین حوزههای زیستی در اروپاست، اما آگهیها بر اساس رشته انتخاب نمیکنند — بر اساس روش انتخاب میکنند
بیشتر متقاضیانی که برای اپلای نوروساینس آماده میشوند، خودشان را با عنوان رشته معرفی میکنند: «من نوروساینس خواندهام». اما آگهیهای اروپایی تقریبا هرگز با عنوان رشته انتخاب نمیکنند. آنها با روش انتخاب میکنند. تفاوت میان کسی که ثبت الکتروفیزیولوژی درونتنی کرده و کسی که دادهی EEG را با پایتون تحلیل کرده، از نظر آن آگهی بزرگتر از تفاوت میان نوروساینس و زیستشناسی سلولی است. تا وقتی این را نپذیرید، فهرست بلندی از پوزیشنها میبینید که هیچکدامشان برای شما نوشته نشدهاند.
نوروساینس یک رشته نیست، شش رشته است
اگر آگهیهای باز اروپا را کنار هم بگذارید، دستکم شش خانوادهی جدا میبینید که کمترین همپوشانی را با هم دارند.
نوروساینس سیستمی و مدارهای عصبی — کار روی مدل حیوانی، ثبت فعالیت نورونها، ایمیجینگ کلسیم درونتنی، اپتوژنتیک. اینجا مهارت دست تعیینکننده است و آگهیها معمولا صریح مینویسند چه تکنیکی میخواهند.
نوروساینس محاسباتی — مدلسازی دینامیک عصبی، یادگیری ماشین روی دادهی مغزی. آگهیهای این خانواده اغلب مدرک فیزیک، ریاضی کاربردی یا علوم کامپیوتر را هم میپذیرند، و در عوض از متقاضی زیستشناس انتظار برنامهنویسی در سطح پژوهشی دارند.
نوروساینس شناختی و ایمیجینگ انسانی — EEG، MEG، fMRI، مطالعات رفتاری. اینجا کار با آزمودنی انسانی است و در بعضی کشورها همین یک ویژگی، الزام زبان محلی میآورد.
نورودژنراسیون — آلزایمر، پارکینسون، ALS. پرفاندترین زیرشاخه در بریتانیا و سوئد، معمولا با پیوند به گروههای بالینی.
نوروبیولوژی تکوینی — تشکیل مدارهای عصبی، دورههای حساس، مدلهای جنینی و ارگانوئید.
درد و حس پیکری — زیرشاخهی کوچکتری که در کارولینسکا و چند مرکز اسکاندیناوی متمرکز است.
وقتی رزومهتان را میفرستید، آنچه خوانده میشود این است که در کدامیک از این شش خانواده دست به کار بودهاید — نه اینکه عنوان مدرکتان چیست.
راهنمای پوزیشنهای علوم اعصاب در اروپا — از سوئد و هلند تا بریتانیا
کشورها یک شکل کار نمیکنند
سوئد بیشترین تعداد پوزیشن نوروساینس اروپا را در نسبت به جمعیتش دارد، و کارولینسکا بهتنهایی مرکز ثقل آن است. مدل سوئدی این است که دانشجوی دکترا کارمند است: قرارداد، حقوق ماهانه بر اساس نردبان اعلامشده، بیمه، بازنشستگی، و هیچ شهریهای. حداکثر چهار سال. یک شرط تکرارشونده در آگهیهای پستداک سوئدی هست که خیلیها از قلم میاندازند: اولویت با کسانی است که مدرک دکترایشان بیش از سه سال قدمت ندارد. این ترجیح نیست، در بسیاری از موارد فیلتر واقعی است.
هلند ساختار مشابهی دارد و ارقامش شفافتر است. حقوق شروع دکترا حدود ۳٬۲۰۰ یورو در ماه و در سال چهارم حدود ۴٬۰۵۰ یورو، طبق پیمان جمعی دانشگاههای هلند. پستداک بالاتر میرود؛ در بعضی مؤسسات مثل آکادمی سلطنتی هلند تا حدود ۵٬۵۰۰ یورو در ماه. اما هلند یک ویژگی دارد که باید بدانید: بعضی گروهها غربالگری امنیت دانش را اعمال میکنند و بعضی آن را روی آگهی چاپ میکنند و بعضی نه. سکوت آگهی به معنای نبودن آن مرحله نیست.
فنلاند حجم کمتری دارد ولی آگهیهایش از شفافترینهای اروپاست. حقوق بر اساس نظام حقوق دانشگاهی فنلاند تعیین میشود و در متن آگهی میآید، و بسیاری از آگهیها صریح مینویسند فنلاندی لازم نیست. در عوض معمولا شرط میگذارند که فرد در طول قرارداد در فنلاند اقامت داشته باشد.
ایتالیا الگوی متفاوتی دارد که کمتر شناخته شده است. فراخوان دکترا سالانه است و همهی رشتهها یک ددلاین دارند، معمولا در سپتامبر. هر رشته تعداد مشخصی جایگاه دارد که بخشی با بورس است و بخشی بدون بورس — و این تفکیک را باید در سند شرح رشته خواند نه در خلاصهی فراخوان. نکتهی مهم: در بسیاری از این فراخوانها یک جایگاه بورسدار مخصوص متقاضیان دارای مدرک خارجی رزرو شده است.
بریتانیا بیشترین تعداد آگهی را دارد و پیچیدهترین وضعیت را. پوزیشنهای پستداکترا استخداماند و نردبان حقوقی اعلامشده دارند، پس از نظر مالی روشناند. اما پوزیشنهای دکترا عمدتا بورسیهاند و شهریه دو نرخ دارد. جملهی «شهریهی کامل پرداخت میشود» در بسیاری از آگهیها یعنی نرخ داخلی، و تفاوت دو نرخ سالانه رقم سنگینی است که روی دوش متقاضی بینالمللی میافتد.
دانلود فایل اکسل پوزیشن های دکتری و پست داک نوروساینس اروپا
شرطی که مخصوص نوروساینس است
اگر کارتان با مدل حیوانی است — که در نوروساینس سیستمی و نورودژنراسیون تقریبا قاعده است — یک مانع عملی وجود دارد که در هیچ راهنمای عمومی اپلای نمیبینید: مدرک کار با حیوانات آزمایشگاهی.
در هلند این موضوع تحت ماده ۹ قانون آزمایش بر حیوانات است و در آگهیها به همین نام میآید. در بقیهی اروپا معمولا به گواهیهای FELASA ارجاع میدهند. بعضی آگهیها آن را «مزیت» میشمارند و بعضی شرط ورود میدانند. گواهی ایرانی معادل خودکار ندارد و باید در کشور مقصد یا در یک دورهی معتبر اروپایی گرفته شود، که هم زمان میبرد و هم هزینه.
اگر آگهی نوشته «یا آمادگی برای اخذ آن»، یعنی میشود بعد از استخدام گرفت. اگر ننوشته، پیش از اقدام بپرسید. این یکی از معدود مواردی است که یک ایمیل کوتاه به سرپرست گروه، جواب قطعی میگیرد.
روشهایی که مدام تکرار میشوند
اگر میخواهید بدانید شش ماه آیندهتان را روی چه بگذارید، این فهرست را از خود آگهیهای باز اروپا بردارید:
MATLAB و Python در سطح تحلیل دادههای بزرگ، نه در سطح آشنایی. این پرتکرارترین شرط در آگهیهای نوروساینس اروپاست و بسیاری از متقاضیان زیستشناس همینجا حذف میشوند.
In vivo calcium imaging و الکتروفیزیولوژی برای پوزیشنهای سیستمی.
تحلیل EEG یا MEG برای پوزیشنهای شناختی.
تکسلولی و اومیکس برای پوزیشنهایی که به نورودژنراسیون یا تکوین وصلاند.
نوشتن اینها در رزومه کافی نیست؛ آگهیها معمولا میخواهند بدانند خودتان چه کردهاید و در کدام پروژه.
و قواعدی که به نفع شما هستند
نکتهای که کمتر گفته میشود این است که برخی محدودیتها شانس متقاضی خارج از اروپا را بیشتر میکنند.
قاعدهی تحرک ماری کوری کسی را که بیش از ۱۲ ماه از سه سال گذشته را در کشور میزبان بوده حذف میکند. یعنی در یک پوزیشن با فاند اروپایی، رقبای داخلی حذف میشوند و متقاضی خارج از آن کشور نه.
بورسیههای پستداکترای کارولینسکا صریح مینویسند که فقط برای پژوهشگران خارجی است و هر کسی که ساکن سوئد باشد یا بخشی از تحصیلش را در سوئد گذرانده باشد، واجد شرایط نیست.
اما یک هشدار دربارهی همین بورسیهها: بورسیه استخدام نیست. معاف از مالیات است، ولی حقوق، بیمهی اجتماعی و بازنشستگی ندارد. گاهی یک گروه یک پروژه را هم بهصورت استخدام و هم بهصورت بورسیه آگهی میکند؛ آن دو ردیف از نظر مالی و حقوقی یکی نیستند و باید هر دو را خواند.
در سوئد و هلند دانشجوی دکترا کارمند است و حقوق میگیرد؛ در بریتانیا بورسیه است و شهریه دو نرخ دارد. راهنمای اپلای نوروساینس در اروپا.
نتیجه
نوروساینس در اروپا حوزهی پرپوزیشنی است و اگر فهرستی از آگهیها را باز کنید، تعدادشان دلگرمکننده است. اما آنچه نتیجه را تعیین میکند، تعداد نیست — انطباق است.
پیش از اینکه روی هر پوزیشنی وقت بگذارید، چهار چیز را روشن کنید: این پوزیشن به کدام زیرشاخه تعلق دارد و شما در همان خانواده دست به کار بودهاید یا نه؛ استخدام است یا بورسیه؛ فاند شهریهی بینالمللی را هم پوشش میدهد یا نه؛ و صفحه دربارهی ملیت و اسپانسرشیپ ویزا چه گفته و چه نگفته.
آن یک ساعت خواندن دقیق، معمولا بیشتر از ده ساعت صیقل دادن رزومه به نتیجه نزدیکتان میکند.
در فایل زیر، پوزیشنهای باز دکتری و پستداکترا در حوزهی نوروساینس و نوروبیولوژی را جمع کردهایم. هر ردیف مستقیما از صفحهی خود دانشگاه بررسی شده و وضعیت فاند، شرایط ورود، و نکاتی که باید پیش از اقدام چک شوند در آن آمده است.